تبليغاتX
بام نیلی قفس
بام نیلی قفس
سر ... سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 8:15 PM

سردرگم از هجوم شتابان لحظه ها

درگیر عکس و خاطره و درد می شود

گرمای بی نهایت یک عشق سوخته

بی تو تمام می شود و ، سرد می شود

در گیرودار قسمت حق « من » و « تو » یی

زوج است ، آنچه عاقبتش ، فرد می شود 

یادم نبود از این دل تنهای نا امید

سرخی ، که در نبودن تو ، زرد می شود

اینجا زنی نشسته که دور از حضور تو

ترسیده از زنانگی اش ، مرد می شود

اینجا زنی نشسته که بی عشق گمشده

گم می شود درون خودش ، طرد می شود ...


نوشته شده توسط افرا | لینک |
در ... سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 8:21 PM

در شهر ، در کلام و در اندیشه شما

تحقیر می شوم که : زنم ! غصه نیست این ... ؟!

همیشه هم " همینه که هست و نباید از

حق و حقوق ... " دم بزنم ! غصه نیست این ... ؟!

بال و پرم شکسته که : " حتی در اوج شعر

با شوق عشق ... " پر نزنم ! غصه نیست این ... ؟!


نوشته شده توسط افرا | لینک |