اینجا ، قلم ، به مرز نجابت ، نمی رسد

حتی سخن ، به مرز صلابت ، نمی رسد

اینجا ، میان قافیه ها ، شعر کوچکم

با زندگی ، به مرز قرابت ، نمی رسد

تفتیش می کنند ، مبادا خطا کنی !

اندیشه ام ، به مرز کتابت ، نمی رسد

سخت است درک این که " امید " م ، به زندگی

با " نفرت  " م ، به مرز رقابت ، نمی رسد

لب تشنه ام به عشق ، ولی زندگی بدان

این تشنگی ، به مرز" سراب " ت ، نمی رسد !