من : یک ، تو : یک ، ما : دو ، ولی ، اینجا ، صفا ، نیست

غمگینم از ، اینکه " جنون " ، تقدیر ما ، نیست

" تنها شدن " ، پایان یک ، راه غلط ، بود

دیگر زمان گفتن از ، " ما " و " شما " نیست

اشکی نمی ریزم ولی ، افسوس ، افسوس

افسوس از اینکه هیچ کس ، درد آشنا ، نیست

ما ، با هبوط رابطه ، از هم ، بریدیم

تقصیر از این ، تقدیر تلخ ما ، جدا نیست

زخمی به روح و درد دل ، با ماه و آهی

تفسیر حال من ، همین است ادعا ، نیست 

بس کن ! نمی فهمی که مشکل ، از من و توست ؟!

تنهایی ما ، ناشی از ، قهر خدا ، نیست ؟