من ...
من : یک ، تو : یک ، ما : دو ، ولی ، اینجا ، صفا ، نیست
غمگینم از ، اینکه " جنون " ، تقدیر ما ، نیست
" تنها شدن " ، پایان یک ، راه غلط ، بود
دیگر زمان گفتن از ، " ما " و " شما " نیست
اشکی نمی ریزم ولی ، افسوس ، افسوس
افسوس از اینکه هیچ کس ، درد آشنا ، نیست
ما ، با هبوط رابطه ، از هم ، بریدیم
تقصیر از این ، تقدیر تلخ ما ، جدا نیست
زخمی به روح و درد دل ، با ماه و آهی
تفسیر حال من ، همین است ادعا ، نیست
بس کن ! نمی فهمی که مشکل ، از من و توست ؟!
تنهایی ما ، ناشی از ، قهر خدا ، نیست ؟
+ نوشته شده در جمعه دوم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 8:15 PM توسط افرا
|