تبدیل ...
تبدیل شد به شاعری از ، جنس اشک و خون
بیزار از دروغ خدا ، عاشق جنون
دیگر مهم نبود ، که انسان هبوط کرد
تقدیر : اوج ذلت یک ملت زبون ...
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 6:36 PM توسط افرا
|
تبدیل شد به شاعری از ، جنس اشک و خون
بیزار از دروغ خدا ، عاشق جنون
دیگر مهم نبود ، که انسان هبوط کرد
تقدیر : اوج ذلت یک ملت زبون ...
گاهی سکوت ، راوی تقدیر می شود
اشکی به جرم عاطفه تعزیر می شود
گاهی صدا به جرم همان لرزش خفیف
همدست حس و ثانیه ، تفسیر می شود
گاهی غزل به جرم لطافت ، بلا درنگ
تنفیذ حکم عشق تو تعبیر می شود
گاهی جنون به حد خود عشق می رسد
وقتی که اشک ، مانع تصویر می شود
اما چه باک از این همه جرم کم و زیاد
وقتی که « عشق » ، باعث تقصیر می شود ...