من ...
من می شناسمت ، به نشانی نیاز نیست
بحث سکوت ، بحث نشیب و فراز نیست
اشکی که می رود ، برود ، عشق بی صداست
بحث دو روز و یک شب و افشای راز نیست
آواز می شوم از خودم ، از این دلی که سوخت
در یک سکوت ژرف ، نیازی به ساز نیست
درد آشنای عشق نبودی ، گلایه ؟ هیچ
بحث شکایت و سخن قهر و ناز نیست
بر عشق سجده می کنم این اوج خلسه است
این هم ستایش است ، نگو که نماز نیست ...