به...
به ترسهای کهنه من بی امان بخند
به ساختار مضحک سرد جهان بخند
به گریههای پوچ خودت، زخم روح من
به شعرهای بی رمق عاشقان بخند
به دردهای نوع بشر، جنگ و هرزگی
به این وجود بی خرد ناتوان بخند
به شوق کودکانه گرم از وجود عشق
به حس نا امیدی من شادمان بخند
به روزهای گمشده در الکل و سرنگ
به گریههای بی ثمر مادران بخند...
به ساختار مضحک سرد جهان بخند
به گریههای پوچ خودت، زخم روح من
به شعرهای بی رمق عاشقان بخند
به دردهای نوع بشر، جنگ و هرزگی
به این وجود بی خرد ناتوان بخند
به شوق کودکانه گرم از وجود عشق
به حس نا امیدی من شادمان بخند
به روزهای گمشده در الکل و سرنگ
به گریههای بی ثمر مادران بخند...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 7:52 PM توسط افرا
|