من ...
من گنگ می شوم ، که نگویم امید هست
حتی هنوز امید ، به صبح سپید هست
من گنگ می شوم که نگویم بدون عشق
امکان خودکشی من نا امید هست
من گنگ می شوم که نگویم بدون شوق
امکان ترس مزمن و خشم شدید هست
من گنگ می شوم که نگویم بدون شعر
امکان ابتلا به سکوت جدید هست
من گنگ می شوم که نگویم بدون تو
امکان مرگ این شبح ناپدید هست
حتی هنوز امید ، به صبح سپید هست
من گنگ می شوم که نگویم بدون عشق
امکان خودکشی من نا امید هست
من گنگ می شوم که نگویم بدون شوق
امکان ترس مزمن و خشم شدید هست
من گنگ می شوم که نگویم بدون شعر
امکان ابتلا به سکوت جدید هست
من گنگ می شوم که نگویم بدون تو
امکان مرگ این شبح ناپدید هست
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 2:14 PM توسط افرا
|