پس ...
پس لرزه های درد مرا ، آرام ، پس بزن
سرمای دست سرد مرا ، آرام ، پس بزن
با اندکی نوازش آن ، حس زنانه ام
این گونه های زرد مرا ، آرام ، پس بزن
" این طاس های ابله من ! می بازم آخرش "
ترس از شکست نرد مرا ، آرام ، پس بزن
" من یک زنم ، اسیر شما ، مردان بی وجود "
تصویر ضد مرد مرا ، آرام ، پس بزن
من : " بی تو بهترم " ! و تو هم ، تفسیر می کنی :
" این واپسین شگرد مرا ، آرام ، پس بزن "