کمی ...
کمی درنگ می کنی ، که باز هم دعا کنی
که با نگاه خسته ات ، خدا خدا خدا کنی
حرم بهانه می شود ، برای عاشقانه ها
برای اینکه یک نفس ، رضا رضا رضا کنی
همیشه گفته ای حرم ، حریم عشق می شود
همین که از صمیم دل ، امام را صدا کنی
" به نام دین ، به کام دل " مرام و مسلک تو نیست
تو وحی را نخوانده ای ، که عشق را رها کنی
خدای تو خدای خشم و شوق انتقام نیست
که عاجزانه عشق را ، به پای او ، فدا کنی
خدای تو مبرهن است و عاشق است و جرم نیست
که در حضورش ابتدا به " عشق " اقتدا کنی
خدای تو بهانه ای برای حس " بودن " است
که در برابرش ، قضای عشق را ، ادا کنی
خدای تو ، به جرم " ارتداد " ، معتقد نشد
که حکم مرگ را ، برای مجرم ادّعا کنی !
خدای من ! خدای تو ، تو را قبول می کند
بدون آنکه ذره ای ، برای او ، ریا کنی ...
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 6:14 PM توسط افرا
|