مرا ببخش که می‌ترسم از تو، بی‌تقصیر


مرا ببخش که دل بسته‌ام به این دیوار


مرا ببخش که می‌بازمت به یک تردید


مرا ببخش که قانع نمی‌شوم انگار


مرا ببخش که اغوا شدم، به یک لبخند


مرا ببخش که عاقل شدم، به یک اخطار


مرا ببخش که می‌ترسم از گناه، از عشق


مرا ببخش که می‌بینمت، پس از افطار


مرا ببخش که لذت بدون تو کم نیست


مرا ببخش که غم‌ها نمی‌شوند آوار


مرا ببخش که هرگز نمرده‌ام از شوق


مرا ببخش که هرگز نکرده‌ام اصرار


مرا ببخش که دور از تو شاد و آرامم


مرا ببخش که از غم نمی‌شوم بیمار


مرا ببخش که ناباورم به احساست


مرا ببخش که می‌رانمت به این انکار


مرا ببخش که خو کرده‌ام به تنهایی


مرا ببخش که بی‌پرده می‌کنم اقرار


مرا ببخش که می‌خواهمت، فقط یک روز


مرا ببخش، که می‌بوسمت، فقط یک بار