هر چند گفته ام ، که ، دلم تنگ می شود

در حیرتم چگونه دل از سنگ می شود

چندیست در سکوت خودم غرق می شوم

آن حد که حس غربتم ، کمرنگ می شود

پروردگار ، برتر از انسان ، نیافرید

انسان چگونه بّرده نیرنگ می شود ؟

در سایه نیاز و تمنا و حرص و آز

نام بشر برابِرِ با ننگ می شود

از نقش هر نقاب که بر چهره می زنیم ،

هر کس ، دوباره ، خالق " ارژنگ " می شود

آیا مقدر است ببینم که آدمی

یک روز با " سرشت " خود یکرنگ می شود ؟