هر چند ...
هر چند گفته ام ، که ، دلم تنگ می شود
در حیرتم چگونه دل از سنگ می شود
چندیست در سکوت خودم غرق می شوم
آن حد که حس غربتم ، کمرنگ می شود
پروردگار ، برتر از انسان ، نیافرید
انسان چگونه بّرده نیرنگ می شود ؟
در سایه نیاز و تمنا و حرص و آز
نام بشر برابِرِ با ننگ می شود
از نقش هر نقاب که بر چهره می زنیم ،
هر کس ، دوباره ، خالق " ارژنگ " می شود
آیا مقدر است ببینم که آدمی
یک روز با " سرشت " خود یکرنگ می شود ؟
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۵ ساعت 11:15 PM توسط افرا
|