اینک منم ، دوباره " زن "ی در میان جمع

پژواک تازه سخنی در میان جمع

آری ، منم ، که معجزه را سِحر می کنم !

کی دیده ای تو مثل " من "ی در میان جمع ؟!

گفتند : این زن است : " تمنای عاشقی " ،

" تنها شمیم عطر تنی " ، در میان جمع .

تاریخ را دوباره روایت کن ، این منم ،

" سیمای روح بت شکنی " در میان جمع

بنگر مرا و سجده کن ، این روح تازه را ،

فکرم ، به قالب بدنی ، در میان جمع

دلبسته عدالتم ، سرمشق اشتیاق

آزاده ای " جهان وطنی " در میان جمع