واژه ها گرمند و دلها سرد و ... تنها مانده ایم

برگ ها سبزند و گلها زرد و ... تنها مانده ایم

تازه می فهمم چه دشوار است اینکه تا ابد

زوج ها : جمعند و تک ها : فرد و ... تنها مانده ایم

تازه یاد آورده ام ، آن عشق باد آورده را

روز اول : عشق و آخر : درد و ... تنها مانده ایم

زندگی : بازیگر و ما ، ساده بازی خورده ایم -

بی اراده - مثل طاس نرد و ... تنها مانده ایم

روزه با گندم : سحر ، افطار : سیب و ... شادمان

ناگهان خشم خدا و ... : طرد و ... تنها مانده ایم

پاکبازی می کنم با لحظه ، لحظه ، بی کسی

فاصله ، بیگانگی آورد و ... تنها مانده ایم