واژه ها ...
واژه ها گرمند و دلها سرد و ... تنها مانده ایم
برگ ها سبزند و گلها زرد و ... تنها مانده ایم
تازه می فهمم چه دشوار است اینکه تا ابد
زوج ها : جمعند و تک ها : فرد و ... تنها مانده ایم
تازه یاد آورده ام ، آن عشق باد آورده را
روز اول : عشق و آخر : درد و ... تنها مانده ایم
زندگی : بازیگر و ما ، ساده بازی خورده ایم -
بی اراده - مثل طاس نرد و ... تنها مانده ایم
روزه با گندم : سحر ، افطار : سیب و ... شادمان
ناگهان خشم خدا و ... : طرد و ... تنها مانده ایم
پاکبازی می کنم با لحظه ، لحظه ، بی کسی
فاصله ، بیگانگی آورد و ... تنها مانده ایم
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر ۱۳۸۶ ساعت 11:31 PM توسط افرا
|