یلدای من بدون " دعا " سر نمی شود

بی درد دل ، برای " خدا " سر نمی شود

تن خسته ام ، ضعیف و پر از دلشکستگی

یلدای من بدون " شفا " سر نمی شود

گفتند : قسمت است و نباید گلایه کرد

یلدای من بدون " چرا ؟ " سر نمی شود

تقدیر من ، اگر چه غم و دلشکستگی است

یلدای من ، بدون " وفا " سر نمی شود

دلخوش به گفتنم : به طنین صدای خویش

یلدای من بدون " صدا " سر نمی شود

هر چند " گفتن " از من و " نشنیدن " از شماست ... ،

یلدای من ، بدون " شما " سر نمی شود