چقدر خسته ام از این ، " همیشه " تنهایی

از این صداقت بی جا ، خلوص رویایی

چقدر شاکی ام از این ، سکوت بی پایان

از این نزاکت بیمار، از این شکیبایی

چقدر خسته ام از این ، ریای بی تزویر

از این بهشت زمین ، دوزخ اهورایی !

چقدرشاکی ام از این ، جهان پوسیده

از این نقاب سراپا ، شکوه و زیبایی

چقدر خسته ام از این ، فرار رویاها

از اشتیاق توهم ، شکست شیدایی

چقدر شاکی ام از این ، سروده بی جان

از این تجسم هذیان ، تب تماشایی

چقدر خسته ام از این ، نهایت عصیان !

از این حقیقت تلخ " دوباره " فردایی ...