دلم ...
دلم گرفته ولی ... بی خیال دل ! به درک !
دل زمانه نسوزد ، به حال دل ، به درک
امید دل به تو بود آخرش نپرسیدی
چه شد امید سراسر ، محال دل ... ؟! به درک
به لطف معجزه عشق بی سرانجامت
رسیده ام به کمال زوال دل ، به درک !
تو عاشقی ؟ و همیشه ، سکوت بود و سکوت
جواب تو ، به همین یک سوال دل ، به درک
اگر معذبی از عاشقانه معکوس ،
از اشتیاق پر از انفعال دل ، به درک ... !
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 3:21 PM توسط افرا
|