تنها ...
" تنها " نمان ! که جز متلک ، طعنه شدید ،
چیزی از این و آن و جهان ، می توان شنید ... ؟!
همواره فکر " سایه سر " باش و " ازدواج " ... !
لیلی مگر ، از آن همه ، دلدادگی ، چه دید ... ؟!
ترکیب " قیس " و " عشق " ، جنون بود و آخرش -
مجنون چه شد به جز شبحی دور و نا امید ...؟!
عشق " آخرین " توهم ذهن معاصر است
جداً بشر ، از این تب مهلک ، چها کشید ... !
این را بدان که عقل ، اگر منزوی نبود
مجنون پی کجاوه لیلی ، نمی دوید !
در شرح واژه های معاصر ، نوشته اند :
عاشق : همان که یکسره ، عقل از سرش ، پرید !
هرگز بدون لطف سرایندگان شعر
نوبت به ماندگاری " لیلی " نمی رسید ... !
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 9:20 PM توسط افرا
|