من آشنای تو ام ، با من آشیانه بساز

برای عشق و جنون ، لحظه ای بهانه بساز

من اعتبار تو ام ، با من از زمانه نگو

به اعتبار من اینجا ، دوباره خانه بساز

من انصراف تو ام از غم فریب و دروغ

بمان کنار من اینجا ، بخوان ، ترانه بساز

من اجتهاد تو ام ، با وضو نگاهم کن

به اجتهاد من آواز عاشقانه بساز

من انقلاب جنونم ، سکوت جایز نیست

اذان صبح مرا ، با تب شبانه بساز

بدان که بودن من معنی ستودن توست

به شوق بودن من ، با غم زمانه بساز ...