اینجا بدون خنده نابت ، بهار نیست

در چشم های خسته به جز ، انتظار نیست

در دفتری که سهم من از ، گفتن از تو بود

پرداختن به رفتن تو ، افتخار نیست

اینجا غزل نوشتنِ از تو ، عبادت است

تنها ، نوشته ای جهت انتشار نیست

در روزگار خسته از انکار عشق ناب

از عشق ، از تو گفتن من ، ابتکار نیست

باور کن این نگفتنت از ، حس اشتیاق

هرگز نماد برتری و اقتدار نیست

انکار تشنگی غزل ها ، جنایت است

تقدیر عشق پاک تو و من ، فرار نیست ...