تو ...
تو واجب الوجود منی ، اخطار می کنم !
بی پرده به جنون خودم اقرار می کنم
امروز از این همه غزل مشتاق بی گناه
دنیای سوت و کور تو را ، سرشار می کنم
دیوانه ام ؟ قبول ! ولی با این همه حسود
اقرار کن که منطقی رفتار می کنم
در خلوتم بت منی و در جمع : آشنا
راحت وجود عاطفه را ، انکار می کنم
آبان رسید و مهر گذشت از نگاه تو
لعنت به من ! به من که مدام اصرار می کنم
هر روز روزه از همه ی دنیا به عشق تو
امشب ولی بدون امید ، افطار می کنم
از این غزل نترس که دلتنگ از این جنون
با حسرت نبودن تو ، پیکار می کنم ...
+ نوشته شده در شنبه یکم آبان ۱۳۸۹ ساعت 9:38 PM توسط افرا
|