تو واجب الوجود منی ، اخطار می کنم !

بی پرده به جنون خودم اقرار می کنم

امروز از این همه غزل مشتاق بی گناه

دنیای سوت و کور تو را ، سرشار می کنم

دیوانه ام ؟ قبول ! ولی با این همه حسود

اقرار کن که منطقی رفتار می کنم

در خلوتم بت منی و در جمع : آشنا

راحت وجود عاطفه را ، انکار می کنم

آبان رسید و مهر گذشت از نگاه تو

لعنت به من ! به من که مدام اصرار می کنم

هر روز روزه از همه ی دنیا به عشق تو

امشب ولی بدون امید ، افطار می کنم

از این غزل نترس که دلتنگ از این جنون

با حسرت نبودن تو ، پیکار می کنم ...